✍️ میراث وحدت امام خمینی و سازوکارهای تفرقهزا معاصر#یادداشت - رحامدیاوحدت امت اسلامی در منظومه فکری امام خمینی، بخشی مهمی از قدرت امت اسلامی و یکی از ارکان نظریه او برای خروج مسلمانان از وضعیت تاریخی پراکندگی و انفعال بود. امام، اختلاف مذهبی را هنگامی خطرناک میدانست که از یک تفاوت معرفتی به یک هویت سیاسی خصمانه تبدیل شود. یعنی بهصورتی که شیعه و سنی، به جای آنکه دو قرائت تاریخی از یک امت باشند، به دو اردوگاه سیاسی متخاصم تبدیل شوند. از همینرو، میراث وحدت امام را باید در فهم او از نسبت هویت، قدرت و تفرقه، جستوجو کرد و اما شاید امروز مهمتر از بزرگداشت وحدت، شناخت سازوکارهای تخریب وحدت باشد.این نکته زمانی اهمیت بیشتری پیدا میکند که بدانیم وحدت در اندیشه امام، با نفی تفاوتهای مذهبی یکی نیست. ایشان در سخنرانیها و متون متعدد، ضمن تصریح بر وجود مذاهب گوناگون اسلامی، بر این نکته تأکید داشت که طرح این تفاوتها بهگونهای که به شکاف اجتماعی و سیاسی تبدیل شود، نتیجهای جز تضعیف اصل اسلام ندارد. در سال ۱۳۵۹، در دیدار با فرهنگیان نوسود و فرماندهان سپاه پاوه، صریحاً هشدار داد که برجستهسازی نزاعهای شیعه و سنی در جامعهای که همه خود را خادم اسلام میدانند، اساساً نباید به محور منازعه تبدیل شود.هویت مذهبی، تا زمانی که در چارچوب تکثر درون امت تعریف شود، میتواند یک مؤلفه فرهنگی و اعتقادی باشد؛ اما هنگامی که بازیگران سیاسی، رسانهای یا مذهبی، دیگریِ مذهبی را به تهدید موجودیتی تبدیل میکنند، هویت از عرصه فرهنگ وارد میدان امنیت میشود. از آن لحظه، هر اختلاف تاریخی قابلیت تبدیلشدن به بحران سیاسی پیدا میکند. تاریخ معاصر منطقه نمونههای فراوانی از همین فرایند را نشان میدهد که اختلاف مذهبی، به جای آنکه موضوع گفتوگوی علمی باشد، به ابزار بسیج تودهای، مشروعیتبخشی به خشونت و بازتولید رقابت سیاسی تبدیل شده است.تفرقه مذهبی در جهان اسلام غالباً نه از «وجود اختلاف»، بلکه از «مهندسی اختلاف» تغذیه میکند. اختلاف میان مذاهب قرنهاست وجود دارد و حتی در سنت علمی مسلمانان، گفتوگوی کلامی و فقهی میان مکاتب مختلف به تولید میراث عظیم علمی انجامیده است.اما اختلاف بهخودیخود الزاماً جنگ تولید نمیکند. آنچه جنگ تولید میکند، شبکهای از روایتها، نهادها، رسانهها و کنشگران است که اختلاف را از سطح معرفتی به سطح هویتی و سپس به سطح امنیتی منتقل میکنند. به تعبیر دیگر، مسئله اصلی «تکثر» نیست؛ مسئله، تبدیل تکثر به «تضاد» است.امام خمینی دقیقاً در برابر چنین فرایندی ایستادند. ایشان در سال ۱۳۶۰ در دیدار با مسلمانان هند، اختلاف میان شیعه و سنی را از عوامل گرفتاری مسلمانان دانست و بر اعتصام به حبلالله و اجتماع زیر پرچم توحید تأکید کرد. همچنین در همان سال، درباره طرحهای اختلافانگیز علیه شیعه و سنی هشدار داد و تصریح کرد کسانی که درصدد ایجاد فاصله میان این دو هستند، حقیقتاً نماینده هیچیک از دو مذهب نیستند. اما امروز دفاع از میراث وحدت، نیازمند نقد درونگفتمانی جریانهای تفرقهزا است. جریان تفرقهزا فقط کسی نیست که آشکارا به مذهب دیگری توهین میکند. گاهی تفرقه در زبان بسیار مقدس، با ادعای دفاع از حقیقت، با استناد به متون دینی و حتی با عنوان غیرت مذهبی بازتولید میشود. معیار تشخیص باید پیامد اجتماعی و سیاسی گفتار باشد، نه صرفاً ادعای نیت.
از این حیث، میتوان سه شاخص برای شناسایی گفتمان تفرقهزا ارائه کرد: نخست، دیگریسازی مطلق؛ یعنی تبدیل پیرو مذهب دیگر به یک «دیگری ذاتی» و نفی هرگونه اشتراک هویتی. دوم، تاریخیسازی خصومت؛ یعنی انتقال نزاعهای قرنهای نخست اسلام به روابط اجتماعی مسلمانان امروز. سوم، امنیتیسازی اختلاف؛ یعنی معرفی پیروان یک مذهب به عنوان تهدید دائمی برای موجودیت مذهبی یا سیاسی مذهب دیگر.این سه فرایند، در عصر رسانههای اجتماعی خطرناکتر شدهاند؛ زیرا الگوریتمهای پلتفرمها معمولاً محتوای هیجانی، خشمآفرین و قطبیکننده را بیشتر در معرض دید قرار میدهند. در نتیجه، یک سخن تحریکآمیز میتواند بسیار سریعتر از یک گفتوگوی علمی تکثیر شود. به همین دلیل، تفرقه امروز فقط به مسئلهای در حوزه جنگ شناختی و جنگ روایتها تبدیل شده است.جالب آنکه این نگاه در ساختار حقوقی جمهوری اسلامی نیز انعکاس یافته است. اصل یازدهم قانون اساسی، همه مسلمانان را یک امت میداند و دولت را مکلف به تلاش برای تحقق وحدت سیاسی، اقتصادی و فرهنگی جهان اسلام میکند؛ اصل دوازدهم نیز ضمن تثبیت مذهب رسمی، مذاهب اسلامی دیگر را مورد احترام قرار میدهد و حقوق مذهبی پیروان آنها را به رسمیت میشناسد. بنابراین وحدت، حتی در سطح حقوق اساسی، در کنار هویت مذهبی جمهوری اسلامی تعریف شده است؛ نه در برابر آن.از این رو، دفاع از مکتب اهلبیت(ع) و دفاع از وحدت امت اسلامی را نباید دو پروژه متعارض تصور کرد. اتفاقاً هنر یک گفتمان بالغ آن است که بتواند صلابت اعتقادی را از خشونت هویتی، و مرزبندی معرفتی را از دشمنسازی اجتماعی تفکیک کند.
کسی که برای اثبات حقانیت مذهب خود ناگزیر از تحقیر میلیونها مسلمان دیگر است، در واقع از قدرت استدلال خود کاسته است؛ همانگونه که کسی که برای دعوت به وحدت، از بیان علمی و مستدل باورهای مذهبی خود دست میکشد، وحدت را با بیهویتی اشتباه گرفته است.میراث امام را باید در همین نقطه دوباره فهم کرد: وحدت یعنی ساختن یک «ما»ی بزرگتر، بدون آنکه «من»های مذهبی حذف شوند. امت اسلامی زمانی قدرت تاریخی خود را بازمییابد که اختلافاتش از میدان تخاصم به میدان گفتوگوی علمی منتقل شود و دشمن واقعی، جای دشمنسازی مصنوعی را بگیرد.امروز شاید بزرگترین خیانت به میراث وحدت، استفاده از نام دین برای تولید شکاف در میان دینداران باشد. وحدت اگر فقط در سخنرانیها باقی بماند، به مناسبت تبدیل میشود؛ اما اگر به یک عقلانیت اجتماعی و راهبرد سیاسی بدل شود، میتواند یکی از مهمترین زیرساختهای بازسازی قدرت و ضریب قدرت جهان اسلام و تمدن نوین اسلامی باشد. میراث امام را باید از قاب مناسبتها بیرون آورد و به معیار نقد رفتارها تبدیل کرد؛ چه آن رفتار از سوی دشمنان اسلام باشد و چه از زبان کسانی صادر شود که خود را مدافع اسلام معرفی میکنند. زیرا امت اسلامی بیش از آنکه از کمبود شعار وحدت رنج ببرد، از فقدان اخلاق، عقلانیت و مسئولیتپذیری در مواجهه با اختلاف آسیب دیده است.میراث وحدت زمانی زنده است که در رفتار ما، در رسانه ما، در منبر ما و حتی در نحوه مواجهه ما با مخالف مذهبیمان دیده شود.
هر گفتمانی که نتیجه عملی آن افزایش معرفت مذهبی باشد، در قلمرو گفتوگوی علمی قرار میگیرد؛ اما هر گفتمانی که محصول نهایی آن افزایش نفرت، بیاعتمادی و خصومت میان مسلمانان باشد، حتی اگر با ادبیات دینی عرضه شود، از حیث کارکرد اجتماعی در مسیر تفرقه حرکت میکند.http://rahamedia.net/?p=21042 16:54 - 2 September 2026