یکی از زیباترین متنهایی که اخیراً خوندم👌*نام اثر: غربزده*چه بد دردیست، درد #غربزدگی!تلختر از هر زخم ناسور...نه مثل درد گرسنگیست که بتوان سیرش کرد،نه مثل درد دندان پوسیده که بشود کشید آن دندان لق صاحب مُرده را...#غربزدگی درد تُهی شدن از خویش، و واگذار کردن خود به دیگری است...اساسا #غربزدگی یعنی آنکه از "خود" شرم کند و دائم بپرسد "آنها" چه میپسندند؟!و اینچنین است که سیاستش میشود حتی اگر بزنی و تجاوز کنی، باز هم مرا در آغوش خودت خواهی یافت!!#غربزده حتی میتواند در یک دست، پرچم مقاومت را نگه دارد و در دست دیگر، رزومه برای سفارتها بفرستد!میتواند به اسم "دیپلماسی"، خاک بپاشد بر خون شهدا و بعد بگوید: "میدان مانع صلح است"#غربزدگی یعنی ذوق کنی از یک لبخند فریبنده در حاشیه اجلاس، و تا بناگوش بخندی و گام به گام ذهنت را، هویتت را و حتی خاکت را ببازی...آری، بد دردیست درد #غربزدگی؛دردی که ناشی از غده بدخیم چرکینی است که عین هویتشان شده،و دیگر حتی نمیفهمند که زخمیاند؛تا زمانی که هلاک شوند...(اقتباس از کانال ایتا فوری_سراسری)