رحمتی هست که از مرزِ سزا میگذرد چون نسیمی که به ویرانهسرا میگذرد بر دلِ دشمنِ من نیز همان میبارد که بر آن سینهی صدپارهی ما میگذرد فیض رحمت به گنهکارترینان هم برسدنور، از ظلمتِ محضِ و ز خطا میگذرد هر که را هیچ نماندهست، همان را دریاب که نجات از دلِ آن بیسر و پا میگذرد
گرچه گفتند: «بده حقّ هر آنکس را که…» حقِ او رحمتِ بیچونوچرا میگذرد من چه دانم که کدامین نفس آخر باشد شاید این فیض، زِ من هم به تو تا میگذردباشد به یادگار
06:38 - 14 December 2025