مپرس حال مرا روزگار ، یارم نیست همه کنار حبیب و کسی کنارم نیست همه مسیر نجف‌_کربلا پیاده روند ، منم ، وَ کنج اتاق و کسی به یادم نیست.. به شور و شوق رفیقان به بغض می نگرم که راهی‌اند و دل من کنار یارم نیست بیامدند و برفتند ، زائران ، آقاو قلب له شده ما مگر که آدم نیست؟..
به خنده گفت : به عمرت تو اربعین رفتی؟!و قلب غم زده ام گفت : من؟! یادم نیست... پدر ، قبول! من امسال باز جاماندم تمام حسرتم این شد که جا برایم نیست..ولی شکسته دلان هم هنوز دل دارند.. پناه و مأمن و ملجأ تویی! این کم نیست....
شَغَف - به وقت پانزدهِ مردادِ هزار و چهارصد و چهار..ساعت ۱۳:۱۳ ..
20:01 - 6 August 2025

2261 Views