بایدسر راه گچ می خریدم،حسنیه خانم قبل از پایان تماس سپرده بود گچ بخرم برای کشیدن ایران! اولین مغازه را داخل شدم،چهار گچ سفید و سه گچ آبی رنگ را انتخاب کردم و خریدم.درراه همش به این فکر می کردم که حتما یک تخته بزرگ برای این کار در موکب وجود داردودر ذهنم روی آن تخته ی خیالی نقشه را ترسیم میکردم.
پا از خیالات بیرون گذاشتم و به آن طرف خیابان رفتم، موکبی از دور به چشمم می خورد. چهره ای درهم کردم و با خود گفتم: چقدر این بار موکبشان کوچک است! مسیر را که ادامه دادم فهمیدم دیدم به خطا رفته است و موکب حسنیه خانم و بچه هایش، موکب دوم جنب بانک است .
حسنیه خانم را که دیدم، نزدیکش شدم، مرا در آغوش خود حل کرد و گفت: خب بسم الله! ببینم چه می کنی دختر! جهت دستش را که دنبال کردم به پارچه ی مشکی موکب رسیدم. چی؟! باید روی پارچه نقشه را بکشم؟! ابرویی بالا دادم و گفتم: جدا روی پارچه؟! خندید و گفت: بله! و بلافاصله به دنبال ندایی رفت که به دنبالش بود.
گوشی را باز کردم و در مرورگر های ایرانی به دنبال نقشه کشورم گشتم، به سختی تصویری یافتم آن هم رنگارنگ و باتکه های هر استان. پوفی سردادم، گچ سفید را در دست گرفتم و روی پارچه کشیدم. پارچه در هوا معلق بود و با هر کشیدنی تا سی سانت به داخل فرو می رفت و باز می گشت.
دستانم که برای کشیدن دیگر خطوط تکان میخورد، گچ های قبلی بر زمین فرو میریخت و کم رنگ می شد. خلاصه با هر چه در توان دو دست داشتم نقشه را ترسیم کردم. مانده بود دریای خزر، خلیج همیشه فارس و دریای عمان! گچ آبی را هر چه بر سیاهی می کشاندم رنگ سفیدش خود نمایی می کرد.
در این خود درگیری ها بودم که سارا با هیجان جلو آمد: زینب این تنگه هرمز را آبی تر کن! آبی تر از همه جا! قشنگ مشخص شود که برای ماست، برای خود خود خود ما! خندیدم اما سارا گوییا جدی این تقاضا را داشت، جلو آمد و با همان شور همیشگی ش گچ را از دستم گرفت و آنقدر هرمز را آبی کرد تا خیالش راحت شود ...
خنده ام گرفت دشمن مارا از چه می ترساند؟! این ملت بر روی مرز ها و خطوط یک نقاشی ترسیم شده از نقشه اشان هم حساسند چه برسد به خطوط حقیقی این مرز و بوم! کارم که تمام شد، بچه ها با عکس های شهدا جلو آمدند. شهید رایان فرزند ایران ، شهید سیده زهرا فرزند ایران، شهید ریحانه سادات فرزند ایران و ...
نوبت که به عکس *سیدعلی حسینی خامنه ای* رهبر شهید ایران رسید، همه متفق القول گفتند قلب ایران کجاست؟! آن را همان جا بزنیم! آری،رهبر شهید جایش در قلب ایران بود، در قلب ملت غیور ایران!زینب امیری#روایت_فتح /#جنگ_رمضان / #میداناسفند ۱۴۰۴ 01:49 - 12 March 2026