آقا شنیده‌ام پِی مركب دویده‌ای؟پای برهنه، نیمه‌ی شب، چی كشیده‌ای؟با پنجه، زهر بر جگرت چنگ می‌زندبا لكّه‌های خون، به لبت رنگ می‌زندگیسو سفید، قدّ كمان، بِیْنِ بستریآقا چه قدر پیر شدی… شكل مادریاشك فراق در نگهت موج می‌زنددلواپس یتیمی موسی بن جعفری
چشم بقیع منتظر مقدمت شدهتو آخرین امانت شهر پیمبریحالا به یاد خاطره‌ دست بسته‌اتگریان برای غربت زهرا و حیدریآتش گرفت خانه‌ات امّا كسی نشددر بین شعله كُشته‌ دیواری و دری#شهادت_حضرت_تسلیت#السلام_علیک_یا_جعفربن‌محمد(علیه‌السلام)#علی_صالحی
22:40 - 23 April 2025