دستش روی دستهی ویلچر بود و نگاهش جلوتر از صحن میرفت.راه که باز شد، لبخند نشست روی صورتش.نگفت خستهام، نگفت سخته…فقط آرام گفت:«بالاخره رسیدم…»اینجا، وقتی پا توان رفتن نداره،دل رو معینالضعفا میرسونه... #گزیده_مراسم_حرم❤️ در حرم بمانید؛ کانال رسمی حرم مطهر امام رضا(ع) 🆔@razavi_aqr_ir
15 MB
