نبض او بگرفت و واقف شد ز حالکه امید صحت او بد محالگفت هر چت دل بخواهد آن بکنتا رود از جسمت این رنج کهنهرچه خواهد خاطر تو وا مگیرتا نگردد صبر و پرهیزت زحیرصبر و پرهیز این مرض را دان زیانهرچه خواهد دل در آرش در میاناوش لغزانید و او را زد قفاآن قفا وا گشت و گشت این را جزا