💠#حسینمنیوأنامنحسین...بذرها را #خدیجهﷺ توی دامانِ محمدسُر میدادو #محمدﷻ روی زمین خُشک میپاشید...گندم رامحمدﷻکاشت وداشت، #علیﷻ داشت وبرداشت و فاطمهاش به دستاس آسیاب کرد، ورز دادو چانه کرد و گردیِ #نان را به #نور انگشتانش چسباند به دیوارهی تنور؛نانهای دو رو برشته که دل همهی گرسنگان عالم به بویِ آن، سر میکشید تا کجا!#فاطمهﷻ از بقچهی تمیزِ گُلدارش به #ذکر روی نانها کنجد میریخت به هوای بچههای بدغذا تاخوشخوراک شود و بچهها خوش داشته باشند!دلمان تویِ #تنور است از دوری!پنجشنبهها انگار بوی عطرِ آن نانِ حضرتی توی گُمبدِ آسمان، فِر میخورَد و مابادلی لندوک ودستیخالی، یکیدوتا پلههای پشتبام را طی میکنیم! به هوای #سلام و صلواتی ازراه دور؛ سلام میدهیم از روی بامِخانه بلکم برسد به سینهی گلدستههات! که تو از آنهایی که هر چه دانه از دامن محمدﷻ روی زمین مُرده جان میگرفت ازطفیلی نگاه تو بود..که دربِ مطبخِ خانهات چاهارطاق، به روی ما همیشه باز است،و تنها دلخوشکُنَکِ ما تنورِ همیشه روشنِ خانهتان است، آخ که پهلویِ تو حرفِ تنور زدن دل را مُچاله میکند و توی سرها، روضهی خولی به پا میشود؛ کاش در پس این رفتوآمدهای دلی و گاه و بیگاه، فقط کمی شبیه شیعیان تنوریتان بودیم و بیهوا و بیچون و چرا دل به آتش میزدیم به هواخواهیتان!ما با همهی نداری و با همهی هیچ
20:52 - 27 August 2026