((کتیبه))فتاده تخته سنگ آن سوی تر، انگار کوهی بودو ما اینسو نشسته، خسته انبوهیزن و مرد و جوان و پیرهمه با یکدیگر پیوسته، لیک از پایو با زنجیراگر دل می کشیدت سوی دلخواهیبه سویش میتوانستی خزیدن، لیک تا آنجا که رخصت بودتا زنجیر…Show more
9h((کتیبه))فتاده تخته سنگ آن سوی تر، انگار کوهی بودو ما اینسو نشسته، خسته انبوهیزن و مرد و جوان و پیرهمه با یکدیگر پیوسته، لیک از پایو با زنجیراگر دل می کشیدت سوی دلخواهیبه سویش میتوانستی خزیدن، لیک تا آنجا که رخصت بودتا زنجیر…Show more
Replying toاولش فکر کردم خودت نوشتی؛ خواستم بنویسم انگار خود اخوان نوشته [یا با چنین مضمونی]، بعد کمکم فهمیدم واقعا مال اخوانه:)))چقدر ابسورد بود. چقدر.