۹. نهگروه موسوم به جیش‌العدل حتی شفاف‌تر در این سناریو قرار می‌گیرد. هر عملیات این گروه، به‌سرعت فضای امنیتی را در منطقه بلوچستان تشدید می‌کند و امکان روایت‌سازی درباره «کشته‌شدن معترضان در جریان اعتراضات» را برای دستگاه تبلیغاتی غرب بر مبنای پیام ترامپ فراهم می‌سازد.
١٠. ده در این مدل، آمریکا و ترامپ به منشأ واقعی خشونت اهمیتی نمی‌دهند. آنچه اهمیت دارد، محصول نهایی است:کشته وجود دارد، تصویر وجود دارد، بحران وجود دارد، پس باید مداخله کرد.
١١.یازده اصرار ترامپ بر عبارت «معترضان مسالمت‌جو» دقیقاً برای همین است. این عبارت، سپر حقوقی و رسانه‌ای برای توجیه مداخله آینده است، حتی اگر واقعیت میدان با حضور گروه‌های مسلح تروریستی و تجزیه طلب کاملاً متفاوت باشد.
١٢.دوازده این همان الگویی است که در کوزوو، لیبی و مراحل اولیه بحران سوریه دیده شد. ابتدا خشونت پراکنده، سپس افزایش تلفات، بعد اجماع اخلاقی، و در نهایت ورود خارجی با پرچم «نجات».
١٣.سیزده ترامپ با استفاده از ادبیات مبهمی مثل «locked and loaded» مسئولیت مستقیم را از دوش خود برمی‌دارد، اما هم‌زمان به همه بازیگران میدان از جمله گروههای مسلح تروریستی و تجزیه طلب می‌فهماند که پنجره فرصت باز شده است.
۱۴.چهارده ظاهر پیام ترامپ نه دعوت علنی به جنگ داخلی است و نه تلاش برای جلوگیری از آن. محتوای پیام ترامپ، مدیریت تشدید بحران است؛ یعنی خشونت باید توسط گروههای مسلح تروریستی و تجزیه طلب افزایش یابد، اما بدون اعلام رسمی جنگ داخلی.
۱۵.پانزدهخطر اصلی دقیقاً همین‌جاست: اعتراض مدنی و اجتماعی مردم، به‌تدریج و بدون تصمیم آگاهانه مردم، توسط گروههای مسلح تروریستی و تجزیه طلب به سمت جنگ داخلی سوق داده می‌شود؛ جنگی که هزینه‌اش انسانی و ملی است، اما سود ژئوپلیتیکش برای آمریکا و اسرائیل خواهد بود.
١۶.شانزدهدر چنین سناریویی، نه مردم برنده‌اند، و نه حتی اپوزیسیون. تنها نتیجه این سناریو، تخریب سرمایه اجتماعی، فرسایش دولت، تجزیه کشور و باز شدن دروازه مداخلات خارجی است.
17:15 - 4 January 2026

1 Reactions
616 Views