داشتیم میرفتیم جایی عجله داشتیمبابام پشت فرمون بودداشتم با خودم میگفتم بنازم بابام داره مثه من رانندگی میکنه لایی میکشه ایول چه خفن و...یهو برگشت گفت حیف که عجله داریم مجبورم وگرنه اصلا دلم نمیخواد مثه این ادمای بی شخصیت رانندگی کنم.خدایا حکمتتو شکر🫤