( ادامه ی رشته ویراست قبلی)مثل روز ، روشن بود که وقتی کار اسرائیل به جای باریک بکشد، قلاده ی سگهای ستون پنجم خود در داخل ایران را مثل همین داوری، و در ادامه دیگران را باز خواهدکرد و آنها را به جان مردم خواهد انداخت تا دوگانه ی( ادامه جنگ_ حفظ جان مردم ) درست کنند و ایران را وادار به صلح تحمیلی کنند
حرف آخر: دوستان، من سربازم و محل خدمتم هم دقیقا در پدافند مرزهای غربی کشور است و شب و روز دارم طعم جنگ را می چشم و شاید چیزی هم از عمرم باقی نمانده باشد اما میخواهم بگویم: به استیصال و درماندگی امام حسین ع ، آن زمان که کودک شش ماهه ی شهیدش را روی دست داشت و نمیدانست چطور و با چه رویی این نوزاد
گلودریده را به مادر بچه نشان دهد و مدام ، به سوی خیمه میرفت و از شدت خجالت و استیصال ، دوباره به میدان بر میگشت...اگر من در تهران زندگی می کردم و آدرس آن طویله ای که این سگ اسراییلی در آن می تمرگد را داشتم و میتوانستم اسلحه ای به چنگ بیاورم، تمام گلوله هایم را در کله پوک این بی شرف خالی میکردم
و یقین داشتم که این کار نه تنها قتل نیست، بلکه عین انجام دستورات الهی ست، چرا که شرایط کشور ، جنگی ست و من بعنوان یک سرباز، در حال اعدام یک خیانتکار جنگی بودم.و اگر فکر میکنید این کار قتل و حرام است، بدانید که بعد از فتح مکه ، پیامبر اسلام (ص)حتی معاویه و ابوسفیان و وحشی قاتل حمزه(ع) و هندجگرخوار
را بخشید ، اما آن شاعران عرب را که با اشعار خود ، به زنان تازه مسلمان شده تهمت های ناروا میزدند و آنها را بی آبرو میکردند( یعنی فضاسازی رسانه ای میکردنددقیقا همین کاری که داوری در حال انجامش هست) را بدون ذره ای ترحم ، از دم تیغ گذراند و اعدام کرد.
آماده پذیرش آن هستم و از هر کسی که این دو ویرشت را خوانده، تمنا دارم آن را به هر شکلی که میتواند بازنشر کند، چرا که ما مسئولیم...
15:34 - 21 June 2025