به دستانت نیازمندم همسایه ؛نه برای مهر ،برای آن روز که دستانم بند است و هنگام خندیدن کسی نیست جلوی دهانم را بگیرد.خنده ام مغناطیس موج های تلخ است ؛نگاه های منفی ، حرف های خنثی ...انگار که غمگین بهترمانگار که غمگین راحت ترمغمگین من ترم، خودمم ، بیشترم
حال خوب می آورد خنده ؛اما حیف نیش خندم ، نیش عقرب است .عقربی که جز خودش دشمنی ندارد .آخر این دم کج به خودم بر می‌گردد.نجاتم بده همسایه...به دستانت نیازمندم.✍️یسعا
08:03 - 25 February 2026