🌷شاید که امشب اومدُ به ما یه لبخندی زد و به این دلای خسته جون دادشب #عاشورا ی سال گذشته، در هوای غبارگرفتهٔ جنگ و دلتنگی، ناگهان پردهها کنار رفت و او آمد... آن پیرِ روشن ضمیر،آن #قائد_امت، آن پدر عزیزتر از جان، با همان لبخند همیشگی که اشکها را به شوق مبدل میکرد. یادم هست با دیدنش، همه روی پا ایستادیم، سر از پا نمیشناختیم؛ هم در #حسینیه، هم در خانهها، وقتی که در قاب تلویزیون او را دیدیم، با چشمانی بارانی و قلبی که از ذوق میتپید. پدر، بانی روضه نشست و به مداح گفت: «#ای_ایران_بخوان...» و آن صدا، آن شب، در سینههای سوخته، عجیب جاری شد.
7 MB
اما امشب، ۱۱۶ روز از نبودش میگذرد... نه خبری از آن پردههای گشوده هست و نه آن لبخند آشنا. چنگالهای پلیدِ آمریکا و اسرائیلِ ملعون (یزیدیان زمان)، چراغ این خیمه را خاموش کردند و ما ماندیم و این بغض سنگین که: کجایی ای بانی روضه، روضه بیت رهبریبه ما نمیزنی سری، مادلمون تنگ شده واستبیا دوباره بیا که این روضه هوای تو رو داره#دلتنگم، دلتنگ لبخند آقای شهیدم
26 MB
«کاشکی دروغ بود...» اما نه؛ او رفت تا با #بعثت_خون ش، راه بماند و #پرچم، زمین نیفتد.و امروز، چشم به راه امام سیدمجتباییم، آن رشدیافته مکتب حضرت روحالله و #رهبر_شهید مان و آرزوی دیدارش. هرچند آرزوی ما، پیش از دیدار، سلامتی ایشان است که از هر نظارهای واجبترست و همانگونه که سالهاست امام غایب را ندیده، بر عهدِ ظهورش راسخیم، این ندیدنِ تلخ از سرِ نالایقی مان، هرگز از اطاعت فرمانش کم نمیکند. اوگفت: «ما؛ یعنی من و شما مردم ایران»وما همان مردمیم، گوشبهفرمان در غیابِ چهره اش، تا طلوعِ دوبارهای که انشاءالله نزدیک است.اللهم احفظ قائدنا وحبیب قلوبنا و نور اعیننا نائب المهدی امامنا الخامنه ای حتی ظهور مولانا المهدی(عج)#لبیک_یا_خامنه_ای