بین مداد ها و مداد رنگی ها و حتی اشیا کوچک خانه مسابقه-براساس طول یا وزن- برگزار میکردمکه دور بازنده ها هم داشت
@mosut8 February 2024Replying toبین مداد ها و مداد رنگی ها و حتی اشیا کوچک خانه مسابقه-براساس طول یا وزن- برگزار میکردمکه دور بازنده ها هم داشت
@Zahramahdavi2138 February 2024Replying toوقتی لباس * میکردم،لباسامو کنار لباس های مامانم * میکردم...چون فکر میکردم فاصله بینشون باشه،دل لباسم برای مامانم تنگ میشه
@esalat108 February 2024Replying toیه بار رفتم پارک دیدم بچه ها دارند چوب مو میکشندماهم خونمون مو داشتیم،هیچی دیگه هرروز اینارو میشکستم تیکه تیکه میرفتم میفروختم بهشونبعد فهمیدم اونا یه نوع مواد بود نه چوب مو:)
@Akbarzadeh8 February 2024Replying toاز مدرسه که میومدیم بیرون یه وانتی نیسانی چیزی پیدا میکردیم میپریدیم روشاصن یه وضعی
@Sahelll76868 February 2024Replying toتا همین سال پیشم با دوستم زنگ می زدیم فامیل و اینامیگفتیم فلان چبزووو سفارش دادید به فلان اسم و فلان ادرس!یارو می موندددد همینجوری😂😂چون اجناس خوبی رو نمی گفتیم😂🤦🏻♀️
@Yaghot_o9 February 2024Replying to۳ ۴ سالم بود یه بار قهر کردم خیلی جدی گفتم من از خونه میرممامانم گفت برو سرما میخوری۸تا لباس روهم پوشیدم اسباب بازیامو برداشتم یه چادر گل گلی ام پوشیدم از خونه رفتم جامو انداختم تو ایوون بعد اومدن منت کشی ک بیا خونه 😔🔪هیچی دیگه منو بردن خونه وگرنه من داشتم مستقل میشدم😔😂
@Mary_ahmad9 February 2024Replying to
@saji879 February 2024Replying toما همچنان داریم در دوران جاهلیتمون زندگی میکنیم👩🦯😂🤷♀️چند سال دیگه ایشالا در خدمتتون هستیم 😁
@Arbenav19 February 2024Replying toزنگ میزدم به فک و فامیل صدای دختر در میاوردم ازشون شارژ میگرفتم😁. یدونه اوضاعش خیلی خراب بود با موتور اومده بود دنبالم واقعا فک میکرد دخترم😁
@ftm_hos9 February 2024Replying toیه پسر توفامیلمون بودکه باهزاربدبختی والتماس اینواون شمارشوگرفتم فکرمیکردبهترازاین نیست تودنیا، درحالی که دختر داییاش میگفتن ازش فاصله بگیر این آدم نیست، بعدیه مدت پیام دادن دیدم راست میگن(:الان به حدی شده که دعامیکنم توجمع نبینمش😒
@user1699183883699 February 2024Replying toمن خیلی کارا میکردم:/هرچی جونور کوچیک میدیدم میگرفتم میکشتم بعد خاکش میکردم یه سنگم میزاشتم بالا سرش کلیم واسش گریه میکردم.. یا وقتی مریض میشدم دکتر بهم قرص نمیداد شربت میداد بعد من نگین های لباسامو میکندم با اب میخوردم مثلا قرصه:|