دریغا! سرزمین نگون بخت که از به یاد آوردن خود بیمناک است.کجا می‌توانیم آن را سرزمین مادری بنامیم که گورستان ماست؛آنجا که جز از همه جا بی خبران را خنده بر لب نمی‌توان دید؛ آنجا که آه و ناله و فریادهای آسما‌ن‌شکاف را گوش شنوایی نیست.آنجا که اندوه جانکاه چیزی است همه جا یاب.
و چون ناقوس عزا به صدا در آید کمتر می پرسند برای کیست، و عمر نیک‌مردان کوتاه‌تر از عمر گلی است که به کلاه می‌زنند، و‌ می‌میرند پیش از آن‌که بیماری گریبان‌گیرشان شود.شکسپیر، مکبث، (پرده‌ی چهارم، صحنه‌ی سوم) ترجمه‌ی داریوش اشوری
21:23 - 25 March 2026

4 Reactions
499 Views