یکی از فروشنده های پاساژ داشت رد میشد به رفیقش گفت :داداش جشن امشب کنسلهبعد من تو ذهنم گفتم عخی برای ولادت امام رضاستکه در ادامش گفت : آخه حدیث نمیاد://اون یکی هم گفت : فدای سرت داداش ودکا خوب گرفتم میگم دوس دخترم دوستش بیاره ://////در مملکت چه میگذرد