فرشته ای از آسمان پریوشی هُبوط کرد تمام هستی مرا غرق درسجود کرد مَنی که درتمام عمردلم هوا نکرده بودزِ بعددیدن رُخش چه کارها نکرده بود دلم زِ دست دادمُ به پای اوفِتاده امدلم که شدهوایی اش به چنگ اوفتاده امولی کنون زِ آن عشق جز آتشی نمانده است از آن مَلَک بجز پری زِ بال او نمانده است