شبها، که سکوت است و سکوت است و سیاهیآوای تو میخوانَدَم از لایتناهی.
آوای تو میآرَدَم از شوق به پرواز شبها که سکوت است و سکوت است و سیاهیامواج نوای تو، به من میرسد از دور دریایی و من تشنهی مهر تو، چو ماهیوین شعله که با هر نَفَسم میجهد از جانخوش میدهد از گرمی این شوق، گواهی
دیدار تو گر صبحِ ابد هم دهدم دستمن سرخوشم از لذت این چشمبهراهیای عشق تو را دارم و دارای جهانمهمواره تویی، هر چه تو گویی و تو خواهی
21:39 - 20 May 2026