#ویرشتبعضی وقتها تو تیمهایی که کار میکنیم، چند تا دروازه برای گل زدن وجود دارهمدیرعامل یک دروازه دارهمدیر محصول یک دروازه داره و توسعه دهندهها هم چند تا دروازه برای خودشون بعد میگن که: چرا باختیییم؟؟؟باختن هااا، ولی کسی ناراحت نیست چون هر کسی به دروازههای خودش گل زده و اتفاقا خیلی هم براش تلاش کرده و خوشحال هستولی توپی از خط دروازه رقیب عبور نکرده مسئله اینجاست که این هدفها ارتباطی با هم ندارند در نهایت اوضاع اینجوریه که یکی باید تیم رو هل بده، یکی هم بکشه
همگی خسته، بدون نتیجه مدیران ناراحت و دلخور و آماده برای جراحیهای تهاجمی و مداخلهگر نتیجه؟ راه حل؟اینجاست که نقش مدیر پروژه وارد میشهجایگاهی که سه سالی هست که به شدت برام دلربا شده و بابتش کلی تلاش کردم و درس خوندم🥴چندسالی هست که ترند شده و جای خالیش مخصوصا در سازمان های بزرگ حس میشه
یکی از وظایف مدیرپروژه اینه کهباید بتونه علاوه بر دروازه های شخصی، دروازه های گروهی و هدف های فوق سودمند، هم برای ذینفع های سازمان و هم افراد حاضر در سازمان بسازه.و البته، کاربران و مخاطبانش رو نباید فراموش کنهساخت دروازه هایی که مخاطبان اون مجموعه هم بتونن گل بزنن، شادی کنن و طرفدار باقی بمونن
خیلی از سازمان ها و شرکت های ایرانی و مخصوصا غیر تهرانی...، اصولا یکی یا حتی همه این موارد رو فراموش میکنننتیجه؟نارضایتی همگانینتیجه نگرفتن از پروژه هانصفه رها شدن اون هادرآمدزا نبودن و حتی ضرر و زیاندلسرد شدن کارمندان و مشتریانو هزاران هزار موردی که میتونم تا صبح لیست کنم
خیلی صحبت درباره این موضوع حجیم و غیرقابل نوشتن هست، اما ممنون میشم اگر نظری دارید به اشتراک بذاریدشاید در فرصتی دیگه ادامه دادمصحبتی درباره #آمال_و_آرزو برای برندهای ایرانی :))) 21:28 - 4 تیر 1403