- نویسندهیِ بی استعدادِ قرن ./ infj- به گُمانم افکار، جایِ بهتری برایِ زیستن باشند ..- نه بستهاَم به کس دل، نه بسته کس به من دل؛ چو تختهپاره بر موج [ رها، رها، رها، من! ]
- از یهجایی بهبعد حتی خواب برات شیرین نیست، حتی خستگیا اذیتت نمیکنن، حتی فکرمیکنی داری بهدرس علاقهمند میشی چون هربار میخوای کم بیاری یادت میاد بدونِ رسیدن به هدفت نمیتونی شاد باشی و فکررسیدن بههدفت نمیذاره کم بیاری❤️🩹
- همیشه دیگرانرا درک کردهام، آنقدر در ذهنم بهانههای مختلف چیدهام تا رفتارشانرا توجیه کنم اما درست لبهی پرتگاه، او درکم نمیکرد و من به سقوط نزدیک میشدم..
میگفت: «تو خیال میکنی دیوارها برای این هستند که خانه فرو نریزد؟! نه، دیوارها برای ایناند که تنهاییِ آدم، پخش نشود کفِ خیابان. آدم اگر چهاردیواری نداشته باشد، غصهاش لایِ چرخِ ماشینها له میشود.»