به چه دانی که چه شد باز گرفتار شدیمسهم‌مان درد شد و باز بدهکار شدیمدل سپردیم به وعده به امید فرداعاقبت خسته هر روزه و تکرار شدیمهرچه فریاد زدیم از ته یک پر بغضیدر هیاهوی زمان باز هم انکار شدیم
دست‌مان خالی و لب‌ها پر از ناگفته‌می‌دویدیم و فقط سایه دیوار شدیمخواستیم ساده بمانیم نلغزیم به دروغسادگی کرده و این شد که غم‌خوار شدیمآخرش قصه همین بود؛ نفهمید کسیما همان زخم نجیبیم که بیدار شدیم
19:40 - 23 January 2026

3 Reactions
541 Views