من همان چایِ سَرد شُدهی از دهان اُفتادهام ، که در میهمانی نصیب گَلویِ سینک ظرفشویی شده "شاگرد مکتبِ حضرت حافظ صدایِ بچهآخر خانوادهامیرالمؤمنین مَدَد ..
عموهام ارث بابام رو کشیدن بالا و پدرم گفت واگذارشون کردم به خدا .ماهم گفتیم حقتو بگیر مَرد ، تلاش کن ..گفت نه من برنامه دارم ، روز قیامت کلی پول داریم :)))