خاطرات سمی خواستگاری

‌خاطرات سمی خواستگاری‌'s header picture
Profile picture of ‌خاطرات سمی خواستگاری‌

خاطرات سمی خواستگاری

@khastegarybazi
Joined January 2025
Profile picture of ‌خاطرات سمی خواستگاری‌
@khastegarybazi19 October 2025
‌یه بار رفته بودم خواستگاری، دخترخانم ازم پرسید اهل کار خونه ام هستید؟ میتونید کار های خونه هم انجام بدید؟گفتم هر کاری که خانمها انجام میدن مثل آشپزی و خونه تکونی و .... انجام میدم؛ تنها کاری که نمیتونم انجام بدم اینه که باردار بشم و بچه به دنیا بیارم😂🫡 ‎@khastegarybazi

Profile picture of ‌خاطرات سمی خواستگاری‌
@khastegarybazi19 October 2025
‌من کلی از قبل تمرین کرده بودم چی بگم ، بعد وقتی اومد دسته گلو داد بهم گفتم قابل نداره :)))))))) اونم گفت ممنون🤦🏼‍♀️فهمیدم قشنگ برای هم ساخته شدیم‎@khastegarybazi

Profile picture of ‌خاطرات سمی خواستگاری‌
@khastegarybazi13 August 2025
تو جلسه اول خواستگاری داشتم تو اتاق با دختر خانوم حرف میزدم یهو یه سوسک بالدار از جلوم رد شد😬هیچی بلند شدم فرار کنم دیدم دختر خانم با دمپایی افتاده دنبال سوسکه😁+یه فرصت برای اثبات شجاع بودنت داشتی که اونم با فرار کردن از بین بردی.کانال خاطرات سمّی خواستگاری‎@khastegarybazi

Profile picture of ‌خاطرات سمی خواستگاری‌
@khastegarybazi3 April 2025
به پدرزنم گفتیم میای بریم پینت‌بال؟خاطرات سمّی خواستگاری‎@khastegarybazi

Profile picture of ‌خاطرات سمی خواستگاری‌
@khastegarybazi4 March 2025
مگه قرار نبود حرفی که از دل برآید بر دل بشیند پس چرا بلاک شدم؟‎@khastegarybazi

Profile picture of ‌خاطرات سمی خواستگاری‌
@khastegarybazi16 February 2025
صل علی سترکه پسر نگیر بترکه🐒‎@khastegarybazi

Profile picture of ‌خاطرات سمی خواستگاری‌
@khastegarybazi16 February 2025
گفته در قرآن خدا آرامشت با همسر استکی شود این آیه اش مشمول حال ما شود :))‎@khastegarybazi

Profile picture of ‌خاطرات سمی خواستگاری‌
@khastegarybazi16 February 2025
دوران آشنایی با همسرم رفتیم رستوران.لازم به ذکره که خیلی کم خوراکم و همیشه ته برنجام میمونه، ولی خب چون میخام اسراف نشه همیشه ظرف میگیرم میارم برای جوجه های تو باغ، خلاصه شوهرم پرسیدن برنجا رو میخواید چیکار بکنید؟ منم گفتم میخوام ببرم برا جوجه ها

Profile picture of ‌خاطرات سمی خواستگاری‌
@khastegarybazi16 February 2025
یه جوری همه دختر مذهبی دختر مذهبی میکنن که انگار هرچی دختر مذهبیه باید با پسر بیکار ازدواج کنهپسرا هم یه چیزی یاد گرفتن که اوضاع اقتصاد خرابه به همین دلیل دخترای مذهبی باید توقعاتشونو بیارن زیر صفر و فقط بله رو بگن‎@khastegarybazi

Profile picture of ‌خاطرات سمی خواستگاری‌
@khastegarybazi25 January 2025
یه خواستگاری داشتم ،پدرم گفت شغلتون چیه؟ گفت هر کی فوت کنه تو مسجد براش قران میخونم، همونجا نشست واسه پدرم با همون صوت و لحن بلند قرآن خوند ، داداشم نتونست تحمل کنه سریع بلند شد رفت اشپزخونه از بس نمیتونست خندشو کنترل کنه،برگشته میگه تو فقط بشین دعا کن یکی بمیره این بره قران بخونه پول در بیاره 😶😅

Profile picture of ‌خاطرات سمی خواستگاری‌
@khastegarybazi25 January 2025
فکر کنم خدا نیمه گمشده منو رنده کرده چون من هرکیو میبینم ازش خوشم میاد؟؟😫‎@khastegarybazi

Profile picture of ‌خاطرات سمی خواستگاری‌
@khastegarybazi20 January 2025
زمانی که دانشجو بودیم ، هر وقت می خواستم وارد دفتر تشکل بشم با یه سلام کِش دار و با لگد (البته لگد ملایم 😅) ، چشم تون روز بد نبینه یه بار همین حرکت رو رفتم ، همین که در باز شد دیدم یه آقای پشت در هنگ کرده 🫣نگو خواهران با برادران جلسه داشتن منم بی اطلاع.

Profile picture of ‌خاطرات سمی خواستگاری‌
@khastegarybazi20 January 2025
امروز عمو پورنگم شادم ولی بی یار😁

Profile picture of ‌خاطرات سمی خواستگاری‌
@khastegarybazi19 January 2025
رفتار داداشم جلو خواستگارم ...🚶‍♀خاطرات سمّی خواستگاری‎@khastegarybazi
826 KB

Profile picture of ‌خاطرات سمی خواستگاری‌
@khastegarybazi19 January 2025
وقتی رفتیم خواستگاری خانمم ی رسمی داشتن سمت عروس ک شیربها طلب میکردن، ما هم ک نه همچین رسمی داشتیم و ن آشنا بودم باهاش، پرسیدم شیربها چیه؟ گفتن بهای شیری ک مادر عروس داد تا دخترش بزرگ کرده!! داشتم شاخ در

Profile picture of ‌خاطرات سمی خواستگاری‌
@khastegarybazi19 January 2025
پارسال یک خواستگار داشتم که بشدت مورد پسند خانواده بود، جلسه دوم بود میومدن مادر آقا اجازه گرفت که با آقا حرف بزنم توی اتاق.هیچی تا نشستیم این برداشت گفت اگه پرو نمیشی واقعا به دلم نشستی☹️ و این باعث شد بشه آخرین دیدار ما...پررویِ بی تربیت😒‎@khastegarybazi