«طوفانِ بنیان کنِ سلطه»حماسه طبس، فقط نامِ یک واقعه نیست؛نامِ لحظهایست که خداوند، غرورِ آهن و آتش را با مشتی شنِ برخاسته از دلِ صحرا درهم کوبید؛لحظهای که جهان، با چشمانِ خود دید قدرتی که آمده بود با هیبتِ سلاح و تدبیرِ شیطانی بتازد، چگونه در برابر ارادهای فرو ریخت که نه از زمین، که از آسمان فرمان میگرفت؛و آن روز، در متنِ تاریخ نوشته شد:«وَلِلَّهِ جُنُودُ السَّمَاوَاتِ وَالْأَرْضِ».و امروز، قصه همان قصه است.قصهٔ پرندههایی که با غرورِ تسخیر آمدند و با وحشتِ شکست برگشتند؛قصهٔ دستهایی که خواستند بر آسمانِ این سرزمین سایه بیندازند، اما در آسمان ایران اسلامی «يَدُ اللَّهِ فَوْقَ أَيْدِيهِمْ» بر دستان ناتوان آنان چیره گشت.ایران، فقط یک مرز بر نقشه نیست؛فقط خاک و کوه و دشت نیست؛ایران، سرزمینِ وعدههاست؛سرزمینِ ایمانهاییست که هنوز در سینهها زندهاند؛سرزمینِ دلهایی که آیه را نه فقط میخوانند، که با آن زندگی میکنند:«كَمْ مِنْ فِئَةٍ قَلِيلَةٍ غَلَبَتْ فِئَةً كَثِيرَةً بِإِذْنِ اللَّهِ».
طوفان بنیان کنِ سلطه که به اختصار میشود طبس!دوبار جلوه نمود.یک بار، پنجم اردیبهشتماه ۱۳۵۹ در صحرایی غرب استان خراسان جنوبیو بار دیگر، ۱۶۷۸۰ روز بعد، پانزدهم فروردینماه ۱۴۰۵ در دشت استان اصفهانآنجا صحرا برخاست و مأمورِ خدا شد؛اینجا تاریخ برخاست و دوباره همان سنّت را آشکار کرد.آنجا باد وزید و غرورِ مهاجمان را بلعید؛اینجا حقیقت وزید و ابهتِ پوشالیِ دشمن را با خود برد.آنجا خدا به ریگها فرمان داد؛اینجا به ارادهها.و در هر دو صحنه، یک پیام تکرار شد؛ روشن، قاطع و بیتردید:«وَإِنَّ جُنْدَنا لَهُمُ الْغالِبُونَ»
هر که با تکیه بر غرور، به این حریم نزدیک شود،پیش از آنکه در میدان فرو بریزد، در محاسبه خواهد شکست؛پیش از آنکه آتشِ نبرد او را بسوزاند، آتشِ توهّمِ خویش او را خواهد بلعید.طبس هنوز زنده است؛نه فقط در ریگ های بیابان،که در نصرت یک ملت؛ملتی که خدا را نصرت دادند و خدا نیز آنان را به شکل های خارقالعاده یاری نمود.«إِنْ تَنْصُرُوا اللَّهَ يَنْصُرْكُمْ وَيُثَبِّتْ أَقْدَامَكُمْ».#جنگ_رمضان #مرگ_بر_آمریکا #مرگ_بر_اسرائیل #ایران_قوی 13:34 - 9 April 2026