بی حوصلگی در مطالعات انسانی...اکثر ما گریزان هستیم از مطالعات بسیار ضروری و بدیهی که بدون آنها ساختن حال و آینده به نحوی که خوشبختی ما را تضمین کند، ممکن نیست.اکثر قریب ما بشمول باسواد ها(لیسانسه ها، ماستر ها و دکتر ها) هیچ گونه مطالعه ای درباره شناخت خودمان، اخلاق، ازدواج و ملاک های انتخاب همسر
ارتباط با جنس مخالف، تربیت فرزند، مهارت های کلامی، مهارت های عاطفی، مهارت های اقتصادی، مهارت های عبادی و معنوی، دستور العمل های قبل از انتقاد نطفه و معاشرت نداریم و متاسفانه بیشتر مطالعات مان در رابطه با مطالب درسی، رمان، داستان های پلیسی و جنایی، داستان های عاشقی و مطالب تاریخی هستیم.میدانید چرا؟
چون ما علم زده هستیم!!یا بهتر بگویم مدرک زده؛ سالهای به مطالعات و تحقیقات در رشته تحصیلی مان که معلوم نیست چقدر به آن علاقه مند هستیم و معلوم نیست که چقدر آن رشته مفید و لازم است، تن میدهیم ولی از مطالعاتی که نیاز حقیقی و لازمه خوشی و آرامش زندگی مان است، سر باز میزنیم
و اصولا فکر نمیکنیم که به چنین معلومات و مهارت ها نیازمند باشیم.استدلال:اگر یک گیاه را در نظر بگیریم، برای نگهداری و مراقب و به شکوفا رساندن آن باید از اعضا و جوارح وجودی آن باخبر باشیم و درباره آن معلومات کافی داشته باشیم و اگر هم آنرا خوب نشناسیم
سعی میکنی تا از طریق یکی که آنرا میشناسید آرا بشناسیم، در غیر این صورت از آن مراقبت نخواهیم توانست و آن پژمرده و یا بی ثمر خواهد شد.
حالا سوال مهم اینجاست که اگر گیاه را نشناسیم، قطعا نمیتوانیم از آن مراقب کنیم و در نتیجه پژمرده یا بی ثمر خواهد شد، اگر انسانی به این پیچیده گی را درباره اش مطالعه نکنیم و خوب نشناسیم و مراقبت نکنیم، از کجا معلوم که ضربات روحی، افسرده گی، آشفتگی، نآرامی و بقیه مشکلات برای مان پیش نیاید.#رایتل_مودی 14:44 - 17 July 2025