🥀آن صبح جمعه...صبح جمعه، چشم خواب آلوده و آهنگ زنگ...هان! الو؟ بابا شمایی؟! خیر باشد!! مرگ من؟؟حاج قاسم؟ چی؟ زدندش!! چی؟! کجا؟ بغداد! کِی؟نیمه شب... رفت از سر ما سایه آن تهمتنکنترل کو؟ روشنش کن!!! نه! حقیقت داشت! وای...بهت و بغض آغاز شد با خشم من آمیختن…Show more