توی راهپیمایی اربعین کلی توی صف وایسادیم تا آب بگیریم. یه پدر عراقی جلوتر از من بود با پسربچش. نوبت که رسید تموم شد فقط یه دونه از این لیوانیا رسید بهشون. بچه اومد بخوره یکی تنه زد همش ریخت. رو کرد به باباش گفت «عطش». باباهه نگاه کرد، یه ثانیه بعد اشکش ریخت گفت «لایوم کیومک یااباعبدالله»...