آمدی جانم به قربانت ولی حالا چرابی وفا حالا که من افتاده ام از پا چرانازنینا ما به ناز تو جوانی داده ایممن که یک امروز مهمان تو ام فردا چراشهریار که خدایی خیل شبیه حافظه شان شعرهاش اخلاص و عشق در شعراش موج می زنهتو معاصرا فقط شهریار در حد حافظ و مثلوی شعرش روح آدم روجلا می ده