اگه یکی بیاد سر میز من توی کافه بشینه و خوراکی هامو بخوره از اون کافه سالم بیرون نمیره. مزاحم پلشت دروغگو ی شیرین.
مترو و کالسکه | بخشِ چهارمقبل از اینکه چیزی بگم، خودش ادامه داد:-خب راستش، فکر میکنن بچهی منه. ولی نیست. بچهی برادرمه. همون مردی که اون شب دیدیش.حالا دیگه نگاهم با تعجب قفل شده بود به چشمهاش.ادامه داد:-زنش، همسر برادرم، سه سال پیش رفت. از اون رفتنهایی که نه گریهدار بود نه قهرمانانه.یه …Show more