دربرابر بانوی الف ها سر تعظیم فرود آوردید.🙂↕️🪽
@Miss_Quantumگالادریل در ارباب حلقه ها🐲
Pinned post
دربرابر بانوی الف ها سر تعظیم فرود آوردید.🙂↕️🪽@Miss_Quantumگالادریل در ارباب حلقه ها🐲
@Miss_Quantumjust nowواقعا دوست دارم بدون کجای این پست جنبه ی طنز داشت که ری اکت خنده دادید؟خوشحال میشم بدونم.سیستم ذهنی من بای دیفالت روی عدم اعتماده[در اکثر مواقع] ،مگه اینکه خلافش ثابت بشه؛ و حتی بعد از اثبات هم همیشه یک ضریب اطمینان حداقلی برای تردید نگه میدارم ،این هم خوبه هم بد.
سیستم ذهنی من بای دیفالت روی عدم اعتماده[در اکثر مواقع] ،مگه اینکه خلافش ثابت بشه؛ و حتی بعد از اثبات هم همیشه یک ضریب اطمینان حداقلی برای تردید نگه میدارم ،این هم خوبه هم بد.
یه سوال،اینکه می گین هرکی از ویراستی بره برمی گرده و رفتن واقعی وجود نداره،راسته؟!
رنج دنیا،فکر عقبا، داغ حرمان، درد دلیک نفس هستی به دوشم عالمی را بار کرد
باز اینم به کنار،این مداحی ها ونوحه های عجیب و غریب چیه تو خیابونا میذارید.🗿یعنی رسما فلان شوتی سوار به جای محسن لرستانی گذاشتن مداحی میذاره ،مداحی باید سوگواری باشه، با معنی باشه، ملایم باشه؛ نه رو ریتم بندری .🗿یا اینم به کنار اینکه هی میگید من کلب فلان امامم ،من سگم اینا دیگه چیه؟🗿والا امام به سگ نیاز نداره وگرنه اینهمه سگ و سگ سان؛ به انسان نیاز دارن انسانی که تحقیق می کنه، با فکرش آگاهی و بالندگی کسب می کنه، وفاداری می کنه و درنهایت خدمت .
یا اینم به کنار اینکه هی میگید من کلب فلان امامم ،من سگم اینا دیگه چیه؟🗿والا امام به سگ نیاز نداره وگرنه اینهمه سگ و سگ سان؛ به انسان نیاز دارن انسانی که تحقیق می کنه، با فکرش آگاهی و بالندگی کسب می کنه، وفاداری می کنه و درنهایت خدمت .این نظر شخصی منه ولی درست کردن عکس و چشم اماما با هوش مصنوعیم واقعا جالب نیست.
این نظر شخصی منه ولی درست کردن عکس و چشم اماما با هوش مصنوعیم واقعا جالب نیست.جدی چرا امامارو با عدد یا اینقدر عجیب غریب میگید مثلا آقای ۱۳۰.🗿آدم باید بره سرچ کنه ببین فلان عدد میشه کدوم امام.🗿خب خیلی عادی بگید امام حسین،امام علی،امام رضا و....
جدی چرا امامارو با عدد یا اینقدر عجیب غریب میگید مثلا آقای ۱۳۰.🗿آدم باید بره سرچ کنه ببین فلان عدد میشه کدوم امام.🗿خب خیلی عادی بگید امام حسین،امام علی،امام رضا و....
راست میگن که امید مقدس تر از زندگیه، زندگی تنها یک ضربان ساده زیر پوست است یک بدهبستان محض میان دم و بازدم. اما امید، آن جنون نجیب و سرکشی است که نمیگذارد به زنده ماندن صرف ،تن بدهی. او همان معجزهگری است که وقتی تمام صحنه تاریک میشود و هیچ نوری نمانده، دستهای سردت را میگیرد و میگوید
این روزها شبیه مسافری شدهام که درست در تاریکترین پیچ جاده مهی سرد و سنگین احاطهاش کرده باشد؛ نه بارقهای از نور برای دیدن فردا باقی مانده و نه میلی برای بازگشت به دیروز. فقط ایستادهام و نگاه میکنم، بیآنکه بدانم کدام سمت، مسیر است و کدام سو، پرتگاه؟در یک بلاتکلیفی ممتد و فرساینده دستوپا