هردفعه وایمیستی جلوم، چشمات رو میبندی و تمام زندگیم رو در کمترین زمان ممکن میبری زیرسوال. رنجم رو کوچیک میشماری و به ناگهان من ناچیزترین موجود جهان میشم. متنفرم از اینکه گاهی حق با توعه و نمیتونم در خلوت انکارشون کنم، حتی اگر کنارت فریاد مخالفت سر بدم.