مادرم هیچوقت بمن نگفت دوستم داردوقت نداشت.....دستش همیشه بند بود .بند بستن بند کفشهای منکه گره زدن بلد نبودمدستش بند دکمه ی روپوش خواهرم بودبند مشقهای برادرم.من اما دوست داشتنش رازنگ های تفریحدر سیب قرمزی که ته کیفم گذاشته بود گاز می زدم
16:07 - 17 July 2023

1 Reactions
1870 Views