"آسیب های هوشمند بودن؟"لطفا بدون مطالعه کامل واکنش نزنید🙏انسان هوشمنده، همواره دنبال بیشترین سوده (فارغ از اینکه سود در نظرش چی باشه)وقتی از اموری منع میشه (مثل محرماتِ دینی باورمند بهش)، اگر منع شده براش خوشایند باشه....
و در عین حال، باورمند به حرمتش هم باشه، معمولا اینطور نیست که بیخیالش بشه - مگر اینکه واقعا روی خودش کار کرده باشه - حس کنجکاوی، طمع و لذت جویی اون رو به سمت درخت سیبی که ازش منع شده میکشونه.پیش خودش میگه، فقططط نزدیکش میشم، بهره و لذتم رو از نزدیک شدن بهش میبرم ولی بهش دست نمیزنم.
و این همون معنای هوشمندی و لذت گراییه.اینو داشته باشید.حالا چرا قرآن میگه "به زنا حتی نزدیک هم نشید" یا چرا میگه "از گام های شیطان پیروی نکنید"؟؟ (شیطان قدم به قدم، انسان رو به سمت اهدافش میکشونه)
چون "و نَعلَمُ ما تُوِسوِسُ بِه نَفسُه"و چون خدا میدونه این نزدیکیِ به ظاهر هوشمندانه! هوشمندانه نیست،بلکه ریسکِ افتادن در دام گناه و گاهی حتی خودِ گناهه!هر ریسک پذیری، به معنای شجاعت و باهوشی نیست، و در نگاه دقیق تر خیلی وقتا حماقت و کمهوشیه.
اینا رو گفتم که بگم چرا بین مذهبیها هم شاهد دوستی هایی با جنس مخالف، رل زدن ها و... هستیم.شخص پیش خودش میگه:"ما فقط دوست معمولی هستیم رل که نیستیم، کی گفته دوست اجتماعی داشتن اشکال داره؟" (یعنی من رل نمیزنم اما تا بتونم هوشمندی میکنم، بهش نزدیک میشم که از لذات ارتباط با جنس مخالف
لااقل ۱۰درصدش رو بهره ببرم، هر چند گاهی هم واقعا رله ولی میخواد با تعویض اسم به دوستی به عذاب وجدانِ احتمالی پاسخ بده)اون دختر مذهبی که یه لول پایین تره و یه قدم جلوتر اومده (و رل میزنه) میگه:"مهم اینه که من نمیذارم بهم دست بزنه، من هنوزم مذهبیام و چارچوب هام رو دارم و خب قصدمونم ازدواجه دیگه"
ولی هر سری که فرد وارد خطوط مرزیِ دایرهی امن اعتقادیش میشه، به مرور جسورتر میشه که ازش خارج بشه، اصطلاحاً روشنفکرنماتر میشه، خطوط قرمزش جابهجا و محدودتر میشن، قبح ها دومینووار ریزش میکننبدون اینکه حواسش باشه...
فکر میکنه میتونه با نزدیک شدن به درختِ منع شده، هم سیبی ازش نخوره و هم لذتِ نزدیک شدن بهش رو ببره ولی متأسفانه این تدبیرها شاید فقط در دنیای ایده آل کارساز باشه.و چقدر در طول زندگی خواستیم زرنگی کنیم، هم خدا و باورهامون رو بخوایم و هم خرما رو؛و چقدرم به خاطر این هوشمندی آسیب دیدیم :)
20:36 - 17 August 2026