در دکترین جاسوسی ائتلاف آمریکایی-صهیونی، شاهد گذار از مدل کلاسیک جاسوسی هستیم که به دلیل ریسک بالای شناسایی، کارایی خود را از دست داده است؛ بنابراین، استراتژی حاکم بر این سازمان‌های اطلاعاتی، به‌ویژه آمریکا، بر پایۀ «ارتباطات مقطعی غیرمستقیم» در قالب مکاتبات پنهان و رمزنگاری‌شده با رویکرد اثرگذاری مستقیم و خرابکارانۀ جاسوس در ساختارهای حیاتی موضع بازتدوین شده است.رویکرد «جاسوسی از راه دور» بر این اصل استوار است که جاسوس، به‌عنوان یک عامل داخلی، نیازی به خروج از محیط خود ندارد، بلکه دستورالعمل‌ها، الگوها و یا حتی کدها، به‌صورت گسسته، تصادفی و در زمان‌های نامشخص از طریق کانال‌های غیررسمی و غیرقابل ردیابی به او ابلاغ می‌شود تا در صورت دستگیری، امکان شناسایی زنجیرۀ فرماندهی وجود نداشته باشد. در این مدل، جاسوس نه یک مأمور، بلکه یک اجرای‌کننده است که با دریافت دستورات جزئی و مقطعی، بدون نیاز به هماهنگی لحظه‌ای، اقدام به استخراج، تحریف یا نابودی داده‌ها در زیرساخت‌ها می‌کند؛ این روش، هزینۀ شناسایی شبکۀ مرکزی را به حداقل رسانده و همزمان، با ایجاد حس ناامنی و بی‌اعتمادی در لایه‌های مدیریتی، از درون ساختارهای امنیتی کشور هدف، وحدت سازمانی را تخریب می‌کند.بنابراین، چالش اصلی در مقابله با این دکترین، نه ردیابی ارتباطات فیزیکی، بلکه پایش الگوهای رفتاری ناهنجار و انحرافات کوچک اما سیستماتیک در فرآیندهای تصمیم‌گیری و اجرای دستورات در نهادهای استراتژیک است، زیرا در این فضا، خطرناک‌ترین تهدیدات، کسانی هستند که از پس پردۀ اعتماد سازمانی و با بهره‌گیری از دسترسی‌های مشروع، و تنها با اجرای دستورات پراکندۀ ارسال‌شده از راه دور، می‌توانند ضربه‌های متعددی را وارد کنند.
در راهبردهای اطلاعاتی ائتلاف آمریکایی-صهیونی، معیار جذب عناصر کلیدی، فراتر از انگیزه‌های مادی یا ایدئولوژیک است و بر پایه‌ی «سرمایه اجتماعیِ قابلِ سوء استفاده» استوار شده است؛ بدین معنا که یکی از معیارها در جذب جاسوس توسط این ائتلاف، برخورداری از بالاترین سطح مهارت بهره‌برداری از ثروت، محبوبیت و نفو…
Show more
12:32 - 26 May 2026
political
Economic
War

2 Reactions
537 Views