+ کریس وو_جونم عزیزکم+من برای تو چی بودم؟_ سوال عجیبی بود اما.....عاااام...خب تو_+من چی؟_تو...
_تو برام مثل یه آرزویی بودی که با استخون های شکسته، توی یه باتلاق دست و پا زدم و تلاش کردم که بهش برسم اما موفق نشدم‌.حتی توش فرو رفتم و توی رسیدن بهش خودم رو از دست دادم ! میدونستم که دیگه هیچ راه برگشت و نجاتی نیست... امیدوار بودم که حداقل قانون این دنیا عوض بشه .
به زمین و زمان التماس میکردم تو که آرزوم بودی من رو پیدا بکنی و نجات بدی ؛ اما تو برای من یه آرزوی محال شده بودی که هیچوقت بر آورده نمیشد جونمیون ! منِ احمق، با اون عشق بچگونه ای که بهت داشت، معنی محال رو نمیدونست و نمیخواست بدونه..._گریشاfic:tempter's Coffin
(قدیمیه)
13:01 - 23 May 2026

6 Reactions
83 Views