_۱۴٠۴ هم گذشت و بازهم یاد خاطرات ویراستی افتادم! خاطراتی که از اواخر سال ۱۴٠۱ شروع شد راستی راستی ما باهم روزای سختی رو گذروندیم بچه ها... وقتایی که خبر شهادت میشنیدیم شهادت آقای رئیسی، شهادت سید حسن، شهادت اقای حاجی زاده و امیرعلی امیر علی کردن هامون، شهادت رهبر،💔
چقد باهم ذوق میکردیمو شادی میکردیم، وقتی موشک میزدن و ما اینجا عروسی میگرفتیم؛(چقد باهم میخندیدیمو دعوا میکردیمداستان اعلامیه های الکی، دعواهامون سر طلبه ها، روزای اولی که ویرآوا اومده بود، افراد افراطی ای که میومدن اینجا، و کلی اتفاقات خنده دار دیگه که روزای زیادی از زندگیه مارو گرفت:))🎀
_یادتونه بچه ها؟ اینجا حتی عکس دست هم سانسور میشد، اینجا عکس پروفایل گذاشتن برای دخترا حرام بود، اینجا خندیدن و خوشحال بودن گناه حساب میشد، ولی چقدر زود گذشتو اون داستانای قشنگ تموم شد... -خیلی ها رفتن دانشگاه -خیلی ها ازدواج کردن -خیلی ها بچه دار شدن و ما ((باهم)) ذوق کردیم
یادتونه وقتی کاربر های ویراستی باهم ازدواج میکردن ما از شدت ذوق نمیدونستیم چکار کنیم؟ما حتی با ناراحتی همدیگه ناراحت بودیمو اشک میریختیم،حقیقتا نوشتم و دلم نیومد یادی نکنم از کاربر های قدیمی، آقای اجاقی،عمو شهبازی،سه قلو ها،مـهلاحاج ابوالفضل،شیخ حزین،مـهدیه،سید مسعود و...و با تموم این ها
خواستم بگم خوشحالم خوشحالم از اینکه خانواده ای به وسعت ایران دارمفکر نمیکردم ویراستی قراره من رو عاشق آدم های مذهبی ای که هیچوقت نزدیکشون نمیشدم بکنه:((حقیقتا شما شدین جزوی از خانواده من خانواده ای که حالم کنارشون خوبه، امیدوارم با حال خوبمون همیشه کنار هم باشیم:((
13:04 - 20 March 2026