مهاجرت کردن عزیزات اینطوریه که نشستی زل زدی به سقف و یهویی یاد چشمای درشت مشکی رنگش میوفتی و صدای بغض آلودش که میگفت "عمه جون، عروس شدی مبارکت باشه" بعد همینطوری که قطره اول اشکت میچکه میری تو گالریت و میبینی چقدر جاش خالیه تو تموم عکسات:)))
21:47 - 19 May 2026