میخواهم از شما بنویسم . .اما هرمرتبه قلمَم در وصفتان میشکند ، کاغذ تاب نمیآورد ُو جوهر رنگ میبازد..اصلا نمیدانم از احساس و ارادت قلبی ام نسبت به شخصیتتان چه و چگونه بگویم؟ یک جوانک دهه هشتادیام آقای مصباح!شرح و مدح شخصیتتان وِرد زبان پدر بود و سهم ِمن از چهرۀ نورانیتان قاب رسانهها ..
میدانم؛ دانسته هایم از شما و سیرتتان ناچیز و اندك است،با این همه، هرگاه آثار شما را میخوانم، احساس میکنم واژهها بال میگیرند، عقل و دل دست در دست هم میگذارند ُو جسمم میان صفحات، شوق پرواز میگیرد!انگار هر جملهتان جَناحی از نور است، هر واژهتان محرّکی از ایمان و یقین؛آرامآرام از خاک تا افلاک
میروم و در میان سطور، آسمان را لمس میکنم.با شور از احساسم به مادر میگویم، لبخند زده و شمرده لب میزند : عجیب نیست، که او خود در برابر خورشید فروتنی کرد و گفت: + بینی و بینالله، در میان نعمتهایی که خدا به ما ارزانی داشته، نعمتی بالاتر از وجود مقام معظم رهبری سراغ ندارم.همین اعترافِ عاشقانه،
راز عظمتش بود؛حکیمی که قلهدار اندیشه بود، امّا دلش بر قلهی ولایت می تپید. #ذوق_نگار 02:18 - 20 May 2026