ایران امروز و بناپارتیسم در سال‌های اخیر بحث شکل‌گیری نوعی «دولت بناپارتی» در ایران بار دیگر مطرح شده است. اصطلاح بناپارتیسم از تحلیل مارکس در هجدهم برومر لویی بناپارت می‌آید؛ جایی که او توضیح می‌دهد چگونه در شرایط فرسایش قدرت دولت موجود و ناتوانی نیروهای سیاسی از ایجاد یک آلترناتیو پایدار،
قدرت در اختیار فردی قرار می‌گیرد که با ادعای نجات نظم اجتماعی وارد صحنه می‌شود و نقش یک دیکتاتور رومی را برای عبور دادن جامعه از بی‌نظمی انقلابی به نظم جدید بر عهده می‌گیرد. در ایران دوره رضاشاه می‌توان نمونه‌ای نسبتاً نزدیک به چنین دولت بناپارتی مشاهده کرد؛
دولتی که بر ویرانه‌های نظم فروپاشیده پس از انقلاب مشروطه و هرج و مرج سیاسی دهه انتهایی قرن سیزدهم شمسی شکل گرفت. اما مسئله اصلی این است که آیا چنین الگویی در ایران امروز نیز امکان تحقق دارد یا خیر.
ایران امروز با ایران پیش از کودتای ۱۲۹۹ و همچنین با فرانسه پیش از ظهور لویی بناپارت تفاوتی اساسی دارد. در آن دوره‌ها مشروعیت نهاد حاکم دنیوی، قراردادی و برخاسته از مردم بود، بنابراین قابلیت انتقال، چانه‌زنی، اصلاح و استحاله در ساختارهای جدید را داشت.
اما در جمهوری اسلامی مشروعیت سیاسی در رأس هرم قدرت، ماهیتی متافیزیکی دارد؛ رهبر سیاسی نه به‌عنوان نماینده مردم، بلکه به‌عنوان نائب امام غایب شناخته می‌شود و این یعنی مشروعیتی که نه قابل تقسیم است، نه قابل واگذاری و نه قابل سکولاریزه شدن.
در چنین چارچوبی نمی‌توان مشروعیت کنونی را به فردی درون از ساختار و یا حتی بیرون آن منتقل کرد یا ساختار را در قالب یک نظم جدید بناپارتی کانالیزه نمود؛ زیرا این نوع مشروعیت تنها دو امکان پیش روی هر بازیگر سیاسی می‌گذارد: پذیرش کامل یا رد کامل.
از سوی دیگر بناپارتیسم بر وجود شرایطی خاص تکیه دارد: حکومت فرسوده و ناتوان، نبود آلترناتیو منسجم و امکان انتقال مشروعیت که باعث می‌شود ظهور یک «منجی نظم» ممکن شود. در ایران امروز اگر فرض را بر نبود آلترناتیو سیاسی بگذاریم، امکان انتقال مشروعیت در داخل ساختار جمهوری اسلامی وجود ندارد.
بنابراین هر تلاشی برای قرار دادن یک« لوئی بناپارت» در دل ساختار کنونی با تناقضی بنیادین روبه‌رو خواهد شد: یا باید مشروعیت الهی نظام را بپذیرد و در نتیجه نمی‌تواند نقش جایگزین‌کننده و سامان‌دهنده داشته باشد، یا باید آن را نفی کند که این به معنای کنار گذاشتن کل ساختار است، نه استحاله آن./منشن:
23:12 - 8 بهمن 1404



7 Replies

Profile picture of ‌-اِلتیام‌
@radmehram8 بهمن 1404
به همین دلیل، حتی اگر نوعی دولت بناپارتی شکل بگیرد، یا به سرعت ناپایدار خواهد شد یا ناچار می‌شود ساختمان مشروعیت الهی جمهوری اسلامی را از بنیان حذف کند.در ایرانِ پیش از رضاشاه اوضاع متفاوت بود.

Profile picture of ‌هادس‌
@Haides8 بهمن 1404
Replying to
اینارو مینویسی یا که میشه نازل

Profile picture of ‌مَمدوسِین‌
@Mamdosein8 بهمن 1404
Replying to
الان یه سوال همون نوع بناپارتیسمی که کل نظام فعلی رو کنار بزاره چقدر شدنیه؟میدونم که خیلی احتمالش کمه که یکی بخواد و بتونه چنین کاری کنهو اینکه احتمال اینکه کسی که با کودتا میاد بدتر باشه یا سیستمی که می‌سازه بدتر باشه هم زیاده

@Meli_li10 بهمن 1404
Replying to
ازین متنا که میخونیشون یه چیزی بهت اضافه میکنه و تو اینجوری میشی که :عَههههه.💆🏽‍♂️

Profile picture of ‌ساکن طبقه وسط‌
@Meiti6 شهریور 1405
Replying to
متن قابل تاملی بود. چیزهایی که به ذهنم میرسه رو میگم امیدوارم زیادی طولانی و حوصله سربر نشه.توی تفکیک مشروعیت سکولار و مشروعیت الهیاتی به نظرم یه توجه مهمه.متفکرین معاصرتر نظیر وگلین و اشمیت و کلا جریانات موسوم به الهیات سیاسی/اجتماعی توضیح دادن که اساسا نظم مدرن هم بر خلاف تصور و مدعای خودش،