انگار نقش صورتت رو پشت پلکام کشیدم
ببین اینا متن عاشقونه نیست حرف دله دل؟دلی نمونده یه جیگر تیکه تیکه شده که خون داره میچِکه ازش اسمش دل نیست!
کاش هیچوقت اون حس رو بهت نداشتم کاش هنوزم حسرت نمیخوردم که کاش الان پشت پنجره که داره بارون میاد منم دوتا چایی با هل گذاشتم تو سینی چوبی اوردم توهم دفتر شعرتو باز کردی کردی بهت میگفتم بیا سرتو بزار رو پام شعر بخون شاعرِ من!شاعرِمن؟چجوری شبا بدون لالایی من میخوابی؟دلت میاد؟!:)
ببین یکی از تو رگای خودش بهت داره تزریق میکنه بودنتو به نبودن فکر نکن،تموم میشه یه روز، دل گرفته که ادبو اداب و ادبیات نمیشناسه!استعاره و تشبیه و تشخیص نمیخواد بابا این دستور زبان کوفتی رو یه دقه فراموش کن ببین اون قلبته که به زبونت دستور میده یا مغزت؟!
15:04 - 26 March 2026