داستان یک دایناسورِ مادر و بچه‌هایش را نوشته بودم که مادر می‌میرد و بچه‌ها به تنهایی بزرگ و آبدیده می‌شوند. قبل از چاپ برای نوه‌ام خواندم.گفت: «میشه مادرِ بچه‌دایناسورها نمیره؟ آخه بچه‌ها مادرشان را خیلی دوست دارند.» قبول کردم و قبل از چاپ، پایان داستان را تغییر دادم.
18:17 - 30 June 2026

3 Reactions
145 Views


1 Reply

Profile picture of ‌نازنین نوری‌
Replying to
سلام برادر خوبم...نوه تون?برادرم هنوز خیلی جوونن