صدای کلاغ ها و گنجشک ها و دارکوب ها گوشم رو، رنگ های سبز درختان و تیره و خاکی کوه و جاده چشمم رو، نسیم طبیعی و حتی نسیم مصنوعی کولر پوستم را، آرام آرام لمس و نوازش میکنند
_دیروز چسبیده بود به لباسم، خواستم از روی لباسم بکنمش و بندازمش بیرون تا بره به زندگیش برسه، باهام همکاری نکرد و خودشو انداخت توی بخاری، امروز برای کاری بخاری رو چند دقیقه ای روشن کردم و الان دیدم مُرده...، یک گوشه نشستم و مدت ها گریه کردم.