تل زده بودشلوارش پاره و بدنش پر خالکوبیبا همون صدای لاتیش صدامون کرد بیا به موتورم پوستر بزن...پوستر رو زدیم گفت جلوی مغازه هم بزن همکاراش و مغازه های اطراف هم صدا کرد که مغازه اونا هم بزنیم خودش دیگه اومد وسط سرعت بره بالاچسب میزد پوسترا رو تک تک انتخاب میکرد
داشت پوستر امام شهید رو به موتور رفیقش وصل میکرد یه جمله گفت هنوز از لحن صداش خودمون هم می سوزیم: گفتش هنوز عکسشو میبینم اعصابم خورد میشه مرد بود مرد...💔#بازار_تهران۳ فروردین ماه ۱۴۰۵#روایت_جنگ 16:26 - 27 March 2026