21 فروردین 1405
«اندکی مشاعره »این تطاول که کشید از غم هجران بلبلتا سرا پرده گل ، نعره زنان خواهد شدبفرمایید..🌱🥰
Profile picture of ‌امیر:H‌
@user17202095969423 فروردین 1405
Replying to
دوست آن باشد که گیرد دست دوستدر پریشان حالی و درماندگی
Profile picture of ‌کیانا لیاقت‌
@Kiana_liaghat_tv23 فروردین 1405
Replying to
یا رب روا مدار که گدا معتبر شود گر معتبر شود ، ز خدا بی خبر شود
Profile picture of ‌امیر:H‌
@user17202095969423 فروردین 1405
Replying to
در رفتن جان از بدن،گویند هر نوعی سخنمن خود به چشم خویشتن،دیدم که جانم میرود
Profile picture of ‌کیانا لیاقت‌
@Kiana_liaghat_tv23 فروردین 1405
Replying to
دوش دیدم که ملائک در میخانه زدندگل آدم بسرشتند و به پیمانه زدند
Profile picture of ‌امیر:H‌
@user17202095969423 فروردین 1405
Replying to
دکتر که دید افت فشارم همیشگی ست دست تــو را گرفت و به دستم فشار داد
Profile picture of ‌کیانا لیاقت‌
@Kiana_liaghat_tv23 فروردین 1405
Replying to
دلم را داده ام دست امانت داری ات ، حالانشستم کنج صحنت ، امین الله میخوانم
Profile picture of ‌امیر:H‌
@user17202095969423 فروردین 1405
Replying to
مرا پرسی که چونی؟ چونم ای دوستجگر پر درد و دل پر خونم ، ای دوست
Profile picture of ‌کیانا لیاقت‌
@Kiana_liaghat_tv23 فروردین 1405
Replying to
تو مرا یاد کنی یا نکنی باورت گر بشود گر نشود حرفی نیست نفسم میگیرد ، در هوایی کهنفس های تو نیست
تیر برقی چوبی ام در انتهای روستابی فروغم کرده سنگ بچه های روستاریشه ام جامانده درباغی که صدها سرو داشتکوچ کردم از وطن،تنها برای روستا
15:51 - 23 فروردین 1405

231 Views


1 Reply

Profile picture of ‌کیانا لیاقت‌
@Kiana_liaghat_tv23 فروردین 1405
Replying to
از تو چه پنهان .. عاشقت بودم از دل نه ، از سلول سلولم با تو جهانم تازه تر میشداز روزهای طبق معمولم