باید بابت این جملات خون گریست!«بنده آن وقت، وقتی مسئولین کشور آمدند پیش ما گفتند ده سال، من گفتم بابا ده سال یک عمر است، چرا ده سال را قبول میکنید شما؟گفتند چنین، چنان!بنا شد ده سال را هم قبول نکنند اما قبول کردند به هر حال ده سال همین روزها تمام شد» …