◆ℐ◆غم زمانه خورم یا فراق یار کشم◆ℐ◆◆ℐ◆به طاقتی که ندارم کدام بار کشم◆ℐ◆◆ℐ◆نه قوتی که توانم کناره جستن از او◆ℐ◆◆ℐ◆نه قدرتی که به شوخیش در کنار کشم◆ℐ◆◆ℐ◆نه دست صبر که در آستین عقل برم◆ℐ◆◆ℐ◆نه پای عقل که در دامن قرار کشم◆ℐ◆◆ℐ◆چو می توان به صبوری کشید جور عدو◆ℐ◆◆ℐ◆چرا صبور نباشم که جور یار کشم◆ℐ◆
