مِهرِ رُخسارِ تو در جانِ زمین افتادهستشورِ عشقِ تو در این خاکِ حزین افتادهستتشنهی دیدنِ رویِ تو بُوَد دشت و دَمَنگوئیا سایهیِ آن زلفِ جبین افتادهستایرانبانو، تویی آن قبلهیِ دیرینِ کهنکه به پایِ تو همه رویِ زمین افتادهستپیشِ سروِ قدِ تو، دستِ چمن لرزان است
که چُنین قَدّ و قیاسی به کمین افتادهستهر که در بندِ تو شد، فارغ از اندوهِ جهانکه در این دام، هزارانچو نگین افتادهستخاک از غیرتِ تو زنده بُوَد، ای خورشیدکه به هر ذرهیِ او مِهرِ تو کین افتادهست!هلیا، مژده بده، وصلِ تو نزدیک بُوَدکه دعایِ سحرم در پیِ این افتادهست
سعی کردم بر وزن فعلاتن فعلاتن فعلاتن فعلن باشهیا همون بحر رمل مثمن و محذوفاگه بخوام راجب موضوع شعر و نماد پردازیش توضیح بدم باید بگم که: زمین عاشق است و ایران بانو معشوقی هستش که شکوه و شجاعتش زمین رو شیفته کردهو در بیت ششم منظور از کین : کینه و خشم مقدس هستش
21:04 - 10 April 2026