این چه کار است، ای خدای شهر و دِهفرقها بود این گره را زان گرهچون نمیبیند، چو تو بینندهایکاین گره را برگشاید، بندهایتا که بر دست تو دادم کار راناشتا بگذاشتی بیمار راهرچه در غربال دیدی، بیختیهم عسل، هم شوربا را ریختیمن تو را کی گفتم، ای یار عزیزکاین گره بگشای و گندم را بریز
16:45 - 30 May 2026